السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

215

تفسير الميزان ( فارسي )

نيست ، علاوه بر اين آيه شريفه در مقام امتنان است ، و اين چه منتى است كه خدا بر جامعه اى بگذارد كه دشمن خارجى را بر آنان مسلط نكرده ، در حالى كه داخل آن جامعه را فساد احاطه كرده باشد ، و از هر سو بلاهاى گوناگون آن جامعه را تهديد كند ، نه امنيتى در جان خود داشته باشند ، و نه در عرض و نه در مال ، تنها قدرت حاكمه بر آن اجتماع حريت داشته ، و طبقه ستمگر در رفاه و پيشرفت باشند ؟ . و مرادش از اينكه فرمود : « خداى را عبادت مىكنند و چيزى را شريك او نمىگيرند » همان معنايى است كه لفظ به طور حقيقت بر آن دلالت كند ، و آن عبارت است از اينكه اخلاص در عبادت عموميت پيدا كند و بنيان هر كرامتى غير از كرامت تقوى منهدم گردد . آنچه از همه مطالب بر آمد اين شد كه خداى سبحان به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مىدهند ، وعده مىدهد كه به زودى جامعه اى برايشان تكوين مىكند كه جامعه به تمام معنا صالح باشد ، و از لكه ننگ كفر و نفاق و فسق پاك باشد ، زمين را ارث برد و در عقايد افراد آن و اعمالشان جز دين حق ، چيزى حاكم نباشد ، ايمن زندگى كنند ، ترسى از دشمن داخلى يا خارجى نداشته باشند ، از كيد نيرنگ بازان ، و ظلم ستمگران و زورگويى زورگويان آزاد باشند . و اين مجتمع طيب و طاهر با صفاتى كه از فضيلت و قداست دارد هرگز تا كنون در دنيا منعقد نشده ، و دنيا از روزى كه پيامبر ( ص ) مبعوث به رسالت گشته تا كنون ، چنين جامعه اى به خود نديده ، ناگزير اگر مصداقى پيدا كند ، در روزگار مهدى ( ع ) خواهد بود ، چون اخبار متواترى كه از رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت ( ع ) در خصوصيات آن جناب وارد شده از انعقاد چنين جامعه اى خبر مىدهد ، البته اين در صورتى است كه روى سخن در آيه را متوجه مجتمع صالح بدانيم ، نه تنها حضرت مهدى ( ع ) . خواهيد گفت : طبق اين نظريه چه معنا دارد كه روى سخن را در زمان نزول آيه به * ( « الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * كند در حالى كه مهدى ( ع ) آن روز نبود ، ( نه خودش بود و نه يكى از اهل زمانش ) . در پاسخ مىگوييم : اين سؤال ناشى از اين است كه پرسش كننده ميان خطابهاى فردى با خطابهاى اجتماعى خلط كرده ، چون خطاب دو جور ممكن است متوجه اشخاص شود ، يكى اينكه اشخاصى را مورد خطابى قرار دهند ، بدين جهت كه خصوصيات خود آنان